۱۳۸۹ خرداد ۳۰, یکشنبه

در سوگ آن اندیشمند:

آن اندیشمند کسی بود که با تحجر و با عقب ماندگی فکری و غربزدگی مقابله کرد . البته من دانشجو در آن حد نیستم که بتوانم خدماتی که دکتر شریعتی به اسلام و ایران کرد را توصیف کنم . اما اثراتی را که تئوری های دکتر شریعتی بر جامعه ایران گذاشت بر کسی پوشیده نیست .
شاید به جرعت به توان بزرگ ترین مبارزه دکتر شریعتی را مبارز با برداشت مرتجعانه و خرافی و قرون وسطایی از دین جامعه آن روز شیعی معرفی نمود . علت آن هم این است که دکتر شریعتی اسلام را بر خلاف نظرعده ای که خود دکتر شریعتی آنان را شیعه صفوی معرفی می کند دینی مبتنی بر عقلانیت نشان داد . ودر اکثر کتبش به واکاوی مکتب شیعه از نگاه جامعه شناسی می پردازد . که خود این عمل یک عامل بزرگ بود که جوانان را به سوی آن اندیشمند جذب کرد .
اقدام بزرگ دیگر دکتر شریعتی مبارزه با ویروس مرگ بار عقب ماندگی فکری بود که در قلب جامعه ی ایران به همت عده زیادی شیعیان ی صفوی رسوخ کرده بود و با تلاش دکتر شریعتی این ویروس تا حدودی ریشه کن شد
عقب ماندگی فکری آن زمان که تا حدودی هنوز هم آفتش در میان اقشاری از مردم و جود دارد به شکل عدم فکر کردن و تبعیت کورکورانه و در نهایت به وجود آمدن نوعی تحجر در میان مسلمانان بود که علی رغم مخالفت و کارشکنی های عده ای تا حدود زیادی هم موفق شد
اما...
اما چه کنیم که باز هم پس از گذشتن ده ها سال از فوت دکتر شریعتی همان عده ای مرتجع که در زمان حیات خود آن اندیشمند هم با او به شدت مخالفت می کردند پس از انقلابی که دکتر شریعتی یکی از معلمان و نظریه پردازان او بود نیز با نظریه های او مخالفت کردند .
اما به قول دکتر سروش نظریات دکتر شریعتی در حال گسترش است
پس...
پس به امید روزی که این شمع بتواند پرده ی سیاهی شب را کنار بزند...
و...
یاد آن اندیشمند را که فقط شاخه گلی از گلستان خدمات آن را بیان کردیم گرامی می داریم .
به امید آزادی سبز

۱۳۸۹ خرداد ۲۶, چهارشنبه

نهضت و نظام:(دلایل به بن بست رسیدن نظام پس از 30 سال)

در ابتدا برای آغاز تحلیلم یک قاعده ی جامعه شناسی را به نام نهضت و نظام یا mouvement و institution را مطرح می کنم :
بر طبق این قاعده هر نهضت در ابتدا برای رسیدن به هدفش شروع به حرکت می کند و به سوی هدفش پیش می رود . مبارزه می کند . می جنگد . ائتلاف می کند . تا به آن هدف والایش که میتواند رسیدن به قدرت یا پاک سازی جامعه یا اصلاح نظام سیاسی باشد برسد . و راز پیشررفتش هم همان حرکت کردن به سوی هدف است . اما زمانی که به هدفش و به اوج قدرت می رسد . از حرکت می ایستد . و راز پیشرفتش که حرکت کردن به سوی هدف است از بین می رود . چون که از حرکت ایستاده و از درون پوک و راکد می شود و در نهایت از یک نهضت که در حال حرکت است به یک نظام ثابت تبدیل می شود . و دیگر آن روح زمان نهضت بودنش را ندارد .
همین اتفاق و همین قاعده هم در برابر جمهوری اسلامی اجرا شد . یعنی از نهضت به نظام تبدیل شد .
جمهوری اسلامی در اول یک نهضت بود و در حال حرکت به سوی هدف یعنی می خواست انقلاب کند و اسلام را بر جامعه حاکم کند . و پس از انقلاب نیز هدف داشت و در حال حرکت بود که می خواست صدام را شکست دهد و در جنگ پیروز شود و امام خمینی رهبری بود که این نهضت را به خوبی رهبری کرد .
اما مشکل از آنجا شروع شد که این نهضت که پیوسته در حال حرکت بود و به اوج قدرتش رسیده بود . از حرکت باز ایستاد و علی رغم سخنان و ادعا های بسیار دیگر آن روح انقلابیش را از دست داده بود .( این موضوع در زمان پایان جنگ و آغاز رهبری آقای خامنه ای شروع شد) و حالا بود که خود باعث به وجود آمد نهضت ها شد چون که به نظام تبدیل شده بود . و این ترتیب جمهوری اسلامی از یک انقلاب به یک نظام تبدیل شده بود . و آن باید همانند یک نظام رهبری می شد نه مانند یک انقلاب . زیرا که دیگر انقلاب نبود .
و اینگونه بود که نظام پس از 30 سال به یک بن بست رسید

۱۳۸۹ خرداد ۲۵, سه‌شنبه

منشور جنبش سبز در بیانیه مهندس میر حسین موسوی

بسم الله الرحمن الرحیم
در اولین سال انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری با قامتی سرافراز، گرچه شلاق خورده، مجروح و حبس کشیده ایستاده ایم. با مطالباتی برای نیل به آزادی، عدالت اجتماعی و تحقق حاکمیت ملی و مطمئن از پیروزی به یاری حضرت حق، چرا که جز احقاق حق ملت چیزی نخواسته ایم.
“فاما الزبد فیذهب جفاء و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض”
اما کف به کناری رود و از بین رود، اما ‏آنچه به مردم سود مى‏رساند در زمین مى‏ماند.
از دروغ، تخلف و تقلب به کار گرفته شده در انتخابات، سوال “رای من کجاست؟” زاده شد و شما مردم، روشن و بی ابهام به شیوه ای مسالمت آمیز در راهپیمایی تاریخی و بی نظیر ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ این سوال را پرقدرت و بلند فریاد زدید و جز کسانی که جهل و خرافه و منفعت پرستی و دروغ چشم و گوش آنها را بسته بود، در سطح ملی و جهان همه آن را شنیدند و دیدند. ولی پاسخ چه بود؟ جز داغ و درفش و کشتن و به حبس کردن و زنجیر به تن برهنه زندانیان زدن و حمله به خوابگاه‌های دانشجویی؟
به یقین فجایع کهریزک و آدم کشی های روزهای ۲۵ و ۳۰ خرداد و عاشورای حسینی از خاطره جمعی ملت پاک نخواهد شد و نباید هم پاک شود که خیانت به خون شهدا و بی گناهان است. ما چگونه می توانیم تیرهای مستقیم به مردم و زیر کردن آنها توسط ماشین پلیس را از یاد ببریم.
خون‌ها و رنج‌ها اما پرده های فریب و ریای تمامیت خواهان را دریدند و فساد نهادینه شده پشت پرده های قدیس نمایی را نمایان کردند و این رویدادهای تلخ و نحوه تعامل دولتیان با مردم به همه اقشار ملت ما از کارگران، معلمان، دانشجویان، روزنامه نگاران، استادان، روحانیون، کارآفرینان، بازاریان، زنان، مردان، جوانان و پیران و همه فعالین جنبش‌های اجتماعی و اقشار مستضعف و میانه نشان داد که ریشه مشکلات آنها در کجاست.
اینکه کشور ما بیشترین اعدام ها را نسبت به جمعیتش در جهان دارد، ناشی از بزهکاری گناهکاران نیست، ناشی از رخت بر بستن عدالت و مدیریت و حکومت خوب در جامعه ماست. و اینکه حتی مصلحت های روزمره و عاجل حکومت باعث نشده است که تمامیت خواهان و دولتیان دست از دروغ و فساد و خرافه و زیر پا نهادن قانون اساسی و سایر قوانین بردارند، نشان از نفوذ عمیق این زشتی ها در لایه های درونی نظام دارد، گویا در این لایه ها ساختی محکم برای دفاع از منافعی شکل گرفته است که از عایدی صدها میلیارد دلار درآمد نفتی و واردات سالانه ۷۰ میلیارد دلار کالا و سلطه بر نهادهای پولی و مالی بدون نظارت های موثر نشات می گیرد.
امروز بیت المال در معرض یغمای یغماگران قدیس مآب است و هنوز ملت علی‌رغم ادعاها و دستورهای شدید از شناسایی و معرفی و محاکمه این مفسدان چیزی ندیده است. کجا رفت آن پرونده بزرگی که در مجلس باز شد و یک شبه در یک معامله پایاپای بسته شد؟
چه کسی جرات دارد پرونده واگذاری های بزرگ را به بهانه اجرای اصل ۴۴ به مراکز قدرت و نفوذ باز کند و پرده از این غارت بزرگ ملی که منجر به ایجاد انحصارهای بزرگ اقتصادی شده است، برکشد؟ چه کسی آن شجاعت را دارد که از فاجعه نبود کمترین نظارت مالی بر دستگاههای نظامی و امنیتی و نهادهای شبه دولتی که سراسر فضای اقتصادی کشور را تحت تاثیر خود قرار داده اند دم برآورد؟ و باز ملت ما سوال می کند که آیا این بود آن نظام اسلامی و عادلانه که در پی آن بودیم. شفافیت در مقابل ملت چه مشکلی ایجاد می کرد که به پنهان‌کاری از ملت پناه بردیم؟ آیا آن اصل طلایی شفافیت حکومت در مقابل ملت را از زبان پیر جماران یادمان رفته است که می‌گفت: “کاری نکنید که نتوانید به مردم توضیح دهید.”
یاران عزیز راه سبز امید
یک سال از پیدایش جنبش بی نظیر سبز گذشته است و در این مدت سبزها مسافت بسیاری را در این مسیر امید طی کرده اند. به برکت دل بریدن از مساعدت دولتیان و روی آوردن به خانه های خود و قبله قراردادن آنها و توسعه شبکه های اجتماعی روابط پایدار قابل اتکایی بین آحاد ملت ایجاد شده است و شبکه های پایدار اجتماعی در حیطه آگاهی های سیاسی -اجتماعی و فرهنگی معجزه کرده اند. کافی است تنها به تولیدات هنری این شبکه و میزان تبادل اخبار و اطلاعات و نظر و تحلیل که به صورت کاملا دموکراتیک جریان دارد نگاهی انداخته شود.جنبش سبز موجی از گفتگو درباره مسائل مهم و سرنوشت ساز در حوزه عمومی بین مردم ایجاد کرده که در تاریخ معاصر ما بی‌نظیر بوده است.
امروز بیش از همیشه تاریخ، مردم متجاوزان به حقوق اساسی ملت را می شناسند و به نقض مکرر حقوق بشر و کرامت انسانی در نظام امنیتی –قضایی کشور آگاهی دارند و می دانند تا چه اندازه تمامیت خواهان در پایمال کردن میثاق مشترک ملی به‌ویژه در زمینه حقوق اساسی مردم پیش رفته اند. و در عین حال علی‌رغم حوادث تلخ و گزنده و خونبار، به برکت همین تعامل و گفتگوی جمعی، عقلانیت مردم همواره بر احساسات آنان غلبه کرده است و از این‌‌رو بدخواهان با تمام تلاش هایی که کردند نتوانستند مردم آسیب دیده و کشته داده و حبس دیده را به خشونت وا دارند. مبارزه و ایستادگی از طریق مسالمت آمیز کارآمدترین اسلحه ما درمقابل گلوله ها و باتوم‌های برقی و چماقداران و قداره کشان بی‌فرهنگ و بد دهان بوده است.
توده های میلیونی ملت بزرگ امروز می بینند که چه کسانی دشنه در دست به دنبال زنان، مردان، پیران و جوانان می دوند و چه کسانی با برخورداری از فرهنگی نازل، در تظاهرات و جمع‌های عمومی رکیک ترین کلمات و جملات را بر زبان می آورند و مردم به جای اینها، نماهنگ های زیبا ساخته اند و پوسترهای پرمعنا به یکدیگر هدیه کرده اند و فیلم ها و عکس های بی شماری از زندگی و مبارزه مردم تهیه و پخش کرده اند و غصه ها و درد های خود را این چنین جاودانی کرده اند:طفلی به نام شادی دیری‌ست گم شده ست
با چشم های روشن براق
با گیسویی بلند به بالای آرزو
هرکس از او نشانی دارد
ما را کند خبر
این هم نشان ما
یک سو خلیج فارس
سوی دگر خزر*
یاران سبز راه امید
در آغاز سال جدید صبر و استقامت، به توصیه دوستان منشوری برای هماهنگی و همدلی بیشتر و تقویت هویت مشترک جنبش سبز تهیه شده که در ادامه این مقدمه تقدیم می شود.
طبیعی است که متن پیشنهادی نتواند پاسخگوی همه سلیقه ها و مطالبات باشد. دلگرمی این همراه کوچک برای این معضل، راه حلی بود که تعدادی از رای دهندگان در آستانه انتخابات سال گذشته پیدا کردند. در زنجیره سبز میدان تجریش تا میدان راه آهن بودند کسانی که می گفتند میان بد و بدتر، بد را انتخاب می کنند و این انتخاب پیوستگی آن زنجیره محکم به‌یاد ماندنی را ممکن ساخت. اصلاح واقعی از همین تمیز و مسئولیت پذیری برای انتخاب این و یا آن شروع می شود.
این متن قدم اولین است و جنبش سبز در سیر تکاملی خود انشاءالله متن کاملتر و زیباتری خواهد آفرید.
“تلک الدار الاخرة نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فسادا و العاقبة للمتقین”
و آن سرای آخرت را برای کسانی قرار دادیم که خواهان برتری‌جویی و فساد در زمین نیستند، و فرجام نیکو از آن پرهیزگاران است.
ریشه ها و اهداف
۱- بروز انحرافات گوناگون و موانع بتدریج سازمان یافته در مسیر تحقق اهداف و آرمان هایی چون عدالت، استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی که مردم به خاطر آنها انقلاب شکوهمند اسلامی را به پا کردند، ظهور گرایشات تمامیت خواهانه در میان برخی از مسوولین حکومتی، نقض حقوق بنیادین شهروندان، بی حرمتی به کرامت انسانی، سوءمدیریت دولتی، افزایش فاصله طبقاتی و محرومیت های اقتصادی و اجتماعی، قانون گریزی بل قانون ستیزی برخی مجریان قانون، نادیده گرفتن منافع ملی و ماجراجویی های عوامفریبانه در تعاملات بین المللی، فراموشی تدریجی و دردناک اخلاق و معنویت برای قدرت عواملی است که به نضج گیری نگرش های اعتراضی در میان دلسوختگان، دردمندان و قاطبه مردم ایران در سال های اخیر انجامید که بروز بارز و نیرومند آن در جنبش سبز مردم ایران پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ جلوه کرد.
۲- جنبش سبز با پایبندی به اصول و ارزشهای بنیادین انسانی، اخلاقی و دینی و ایرانی، خود را پالایش‌گر و اصلاح‌گر روند طی شده در نظام جمهوری اسلامی ایران در سال‌های پس از انقلاب می داند و بر این اساس حرکت در چارچوب قانون اساسی و احترام به نظر و رای مردم را وجه همت خویش قرار خواهد داد.
۳- جنبش سبز حرکتی در تداوم تلاش مردم ایران برای دستیابی به آزادی و عدالت اجتماعی و تحقق حاکمیت ملی است که پیش از این در برهه هایی چون انقلاب مشروطیت، جنبش ملی شدن نفت و انقلاب اسلامی خود را جلوه گر ساخته است.
۴- بازخوانی تجربه معاصر در تلاش برای تحقق اهداف والای اجتماعی مردم ایران نشان میدهد که تنها از طریق تقویت جامعه مدنی، گسترش فضای گفتگوی اجتماعی، ارتقاءسطح آگاهی و جریان آزاد اطلاعات، مشارکت موثر احزاب و تشکل ها وهمچنین زمینه پردازی برای فعالیت آزاد روشنفکران و فعالان اجتماعی- سیاسی وفادار به منافع ملی در چارچوب تحول خواهی و ایجاد تغییر در وضعیت موجود می توان اهداف جنبش سبز را عملی کرد و این امر مستلزم توافق و تاکید بر اصول حداقلی و مطالبات مشترک و ایجاد تعامل و هماهنگی میان همه نیروهایی است که علی رغم داشتن هویت مستقل با پذیرش تکثر در درون جنبش، زیر چتر فراگیر جنبش درکنار یکدیگر قرار می گیرند.
راهکارهای بنیادین
۱- جنبش سبز، یک حرکت اجتماعی فراگیر است که هرگز خود را مبری از خطا نمی انگارد و با نفی هرگونه مطلق نگری شرک آلود، بر گسترش فضای نقد و گفتگو در درون و بیرون جنبش تاکید دارد. دیده بانی سیر حرکت و تحول جنبش از سوی همه فعالان و به خصوص صاحبان اندیشه و عمل امری حیاتی است که می تواند جنبش را از لغزش به ورطه تمامیت خواهی و فساد بر حذر دارد.
۲- در نگاه فعالان جنبش سبز، مردم ایران همه خواهان ایرانی آباد سرفراز و سربلند هستند. جنبش سبز موافق تکثر ومخالف انحصارطلبی است. در نتیجه، دشمنی و کینه توزی با بدنه اجتماعی هیچ بخشی از جامعه جایی در جنبش ندارد. تلاش برای گفتگو و تعامل با رقبا و مخالفان در فضایی سالم و آگاهی بخشی درباره اهداف و اصول جنبش وظیفه همه افرادی است که خود را آگاهانه در زمره فعالان جنبش سبز می انگارند. ما همه ایرانی هستیم و ایران متعلق به همه ماست
۳- گسترش و فعال سازی شبکه های اجتماعی –واقعی و مجازی- و تعمیق فضای گفتگو بر سر اهداف و بنیان های هویتی جنبش از جمله راهکارهای محوری است که مستلزم توجه ویژه کلیه فعالان سبز است.
۴- جنبش سبز در عین تاکید مصرانه بر حفظ استقلال و مرزبندی با نیروهای غیرملی وخارجی، در جستجوی راهی منزوی همراه با دگر ستیزی نبوده و اسیر گرایشات تعصب آلود نمیشود. عدالت، آزادی، استقلال، کرامت انسانی و معنویت ارزشهای جهانی هستند و تجربه آموزی از ملتهایی که برای دستیابی به این ارزشها تلاش کرده اند و همچنین استقبال از نقد و نظر مشفقانه همه آزدیخواهان و صلح طلبانی که برای رهایی نوع بشر و کرامت انسانها تلاش می کنند از دیگر راه کارهای جنبش است.
هویت سبز
گنجینه ایرانی- اسلامی:
۱- جنبش سبز با پذیرش تکثر درون جنبش بر استمرار حضور دین رحمانی سرشار از رحمت، شفقت، معنویت، اخلاق و تکریم انسان تاکید دارد و راه تقویت ارزش های دینی در جامعه را تحکیم وجه اخلاقی و رحمانی دین مبین اسلام و نظام جمهوری اسلامی ایران می داند. ایجاد پیوند میان میراث ایرانی-اسلامی و شوق به توسعه و پیشرفت در جامعه، پرهیز از اکراه مردم به تقید به مرام، مسلک و رویه خاص و همچنین مبارزه با استفاده ابزاری از دین و حفظ استقلال نهادهای دینی و روحانی از حکومت تنها راه حفظ جایگاه والای دین و تداوم نقش برجسته آن در جامعه ایران است که به عنوان یکی از اصول بنیادین جنبش سبز در سرلوحه امور جای می گیرند.
۲- رمز بقای تمدن ایرانی- اسلامی همانا همزیستی و همگرایی ارزش های دینی و ملی در طول تاریخ این سرزمین است. در این راستا، جنبش سبز بر حفظ و تقویت ارزش های والای فرهنگ ایرانی و سرمایه های غنی انباشته شده در رسوم و مناسبت‌های ملی تاکید می ورزد و در این راه تقدس‌زدایی از تعصبات نابجا و آگاهی‌بخشی درباره ویژگی های هویت آفرین آیین های ملی و مذهبی را وجه همت خویش قرار می دهد.
۳- ملت ایران در تاریخ مبارزات خویش برای کسب آزادی و استقلال، بارها خودباوری و اتحاد بر سر اصول را به نمایش گذاشته است. جنبش سبز ملت ایران با اتکا به این میراث گرانبها و با تکیه بر خرد جمعی و نفی هرگونه خودمداری و خودخواهی در تلاش برای تحقق اهداف خویش، دستیابی به اجماع آگاهانه بر خصیصه های هویت آفرین و کنار گذاشتن عناصر تشتت زا را مورد نظر دارد و این امر را تنها با تکا به عقلانیتی میسر می داند که حاصل جمع خردهای مختلف و مبتنی بر نظام عقلانیت توحیدی باشد.
۴- جنبش سبز جنبشی ایرانی- اسلامی است که در جستجوی دستیابی به ایرانی آباد، آزاد و پیشرفته است. بر این اساس، هر فرد ایرانی که توسل به خرد جمعی توحیدی را به عنوان مبنای تلاش برای ایجاد فردای بهتر برای میهن خویش بپذیرد در زمره فعالان جنبش سبز به شمار می آید. جنبش “ایران را متعلق به همه ایرانیان می داند”.
حق حاکمیت مردم
۱- حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش از جمله اصول خدشه ناپذیر جنبش سبز است و نهاد انتخابات به عنوان مناسب ترین شیوه تحقق این اصل مدنظر این جنبش قرار می گیرد. براین اساس، جنبش سبز تلاش های خود برای صیانت از آرای مردم را تا زمان استقرار نظام انتخاباتی آزاد، رقابتی، غیرگزینشی و منصفانه که شفافیت و سلامت آن کاملاقابل تضمین باشد، ادامه خواهد داد.
رای و خواست مردم منشا مشروعیت قدرت سیاسی است و جنبش سبز اعمال هر گونه صلاحیت خودسرانه و گزینشی تحت عنوان نظارت استصوابی را مغایر با قانون اساسی، حق تعیین سرنوشت مردم وحقوق بنیادین آانها دانسته و با آن مبارزه میکند.
۲- دستیابی به اهدافی چون آزادی و عدالت تنها بر پایه توجه به منافع ملی و حفظ استقلال میسر است. جنبش سبز با آگاهی از این امر، نسبت به هر اقدامی که برخلاف منافع ملی و ناقض اصل استقلال باشد مبارزه می کند و این مسئله را در زمره موازین محوری خویش می داند.
ارزش های جنبش سبز:
کرامت انسان ها و پرهیز از خشونت
۱- نخستین ارزش اجتماعی مدنظر جنبش سبز دفاع از کرامت انسانی وحقوق بنیادین بشر فارغ از ایدئولوژی، مذهب، جنسیت، قومیت و موقعیت اجتماعی است. استقرار و تضمین موازین حقوق بشر به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهای بشری و حاصل خرد جمعی همه انسانها مورد تایید و تاکید جنبش سبز است. این حقوق خدادادی است و هیج فرمانروا، دولت، مجلس یا قدرتی نمی تواند آنها را لغو یا به صورت ناموجه و خودسرانه محدود کند. تحقق این امر مستلزم احترام به اصولی چون برابری، مدارا، گفتگو، حل مسالمت آمیز مناقشات و صلح طلبی است که خود در پرتو ایجاد زمینه های لازم برای فعالیت آزاد رسانه های مستقل، جلوگیری از سانسور، دسترسی آزاد به اطلاعات، گسترش و تعمیق جامعه مدنی، احترام به حریم خصوصی افراد، فعالیت آزادانه شبکه های اجتماعی غیر دولتی و اصلاح قواعد و مقررات در جهت حذف هرگونه تبعیض میان شهروندان امکان پذیر است.
۲- جنبش سبز یک جنبش مدنی است که پرهیز از خشونت و حرکت در چارچوب موازین مبارزه مدنی را سرلوحه خویش قرار می دهد. این جنبش با اعتقاد به اینکه “مردم” تنها قربانی خشونت در هر زمینه ای خواهند بود، گفتگو، مبارزه مسالمت آمیز و توسل به راهکارهای غیر خشونت آمیز را ارزشی خدشه ناپذیر می داند. جنبش سبز با توجه به شرایط و مقتضیات، از کلیه ظرفیتهای مبارزه مسالمت آمیز استفاده خواهد کرد.
عدالت، آزادی و برابری
۳- عدالت جایگاه والایی در میان ارزش ها و آرمان های جنبش سبز به خود اختصاص می دهد. توزیع عادلانه امکانات، چه در بعد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و چه در ابعاد دیگر حیات انسانی از جمله اهداف خدشه ناپذیر جنبش سبز است که لازم است برای دستیابی به آن، تمامی تلاش های ممکن انجام شود.
گسترش عدالت در جامعه تنها در صورتی امکان پذیر است که نظام حاکم بر کشور – در عرصه داخلی و خارجی- کاملا مستقل و فارغ از وابستگی به نهادها و قدرت های سیاسی، طبقاتی و اقتصادی عمل کند و بتواند توسعه اقتصادی و ترقی کشور را به نحوی که رفاه و عدالت اجتماعی برای همه مردم ایران فراهم شود، تضمین کند.
۴- جنبش سبز با عنایت به لزوم تامین خواست ها و مطالبات به حق تمامی اقشار و طبقات اجتماع، بر پیوند با اقشار متوسط و کم درآمد اجتماع -که در برابر فشارهای اجتماعی/سیاسی ضعیف‌تر هستند- تاکید دارد. این جنبش با الهام از اصل نهم قانون اساسی، با سلب حقوق اساسی مردم به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور مخالف است و با تاکید بر استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی، یگانه راه حفظ منافع ملی و دفاع از مرزهای میهن را “حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش” در تمامی ابعاد می داند.
۵- برقراری آزادی و برابری از اهداف انکارناپذیر انقلاب اسلامی است که جنبش سبز نیز بر ضرورت دستیابی به آن تاکید دارد. نفی هرگونه انحصار فکری، رسانه ای و سیاسی و همچنین مبارزه با حذف فیزیکی هر اندیشه و دیدگاه در سرلوحه اهداف جنبش سبز قرار دارد. ضروری است در این جهت، برای رهایی مردم از هرگونه سلطه سیاسی (استبداد و انحصار طلبی)، اجتماعی (تبعیض و نابرابری های اجتماعی) و فرهنگی (وابستگی و تقید فکری) تلاش شود. جنبش سبز بر حمایت از حقوق زنان، نفی هر گونه تبعیض جنسیتی و حمایت از حقوق اقلیتها و اقوام تاکید ویژه دارد.
۶- جنبش سبز بر این باور است که امنیت تنها امنیت دولت نیست، امنیت انسانی تک تک شهروندان ایرانی است. امنیت برای آحاد مردم باید برقرار شود تا آزاد از ترس و رها از نیاز تحت حمایت قانون زندگی کنند. مداخله نیروهای نظامی و انتظامی در امور سیاسی، هر گونه دخالت افراد غیر مسول در امور انتظامی و سلطه نیروهای امنیتی و انتظامی بر مقامات قضایی مخل امنیت دولت و ملت است. استقلال قوه قضاییه، عدم مداخله نیروهای نظامی در امور سیاسی و اقتصادی و برخورد با سازمان دهندگان و اعضاء گروههای موسوم به لباس شخصی از خواستهای جدی جنبش سبز است.
۷- اجرای تمامی اصول قانون اساسی و به ویژه اصول ناظر بر حقوق ملت (فصل سوم) هدف و خواست تجدیدناپذیر و حتمی جنبش سبز است.
۸- آزادی زندانیان سیاسی، رفع محدودیت های غیر قانونی و نگاه امنیتی علیه فعالیت احزاب و گروهها و جنبش های اجتماعی چون جنبش زنان، جنبش دانشجویی، جنبش های کارگری، جنبش های اجتماعی و امثال آن، و همچنین محاکمه عادلانه آمران و عاملان تقلب در انتخابات، شکنجه و کشتن معترضان به نتیجه انتخابات، و افشاء و محاکمه نظریه پردازان و حامیان خشونت در لایه های مختلف حکومت از راهکارهای روشنی است که در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد.
اخلاق مداری و احترام به خلاقیت های فردی و اجتماعی
۱- با کمال تاسف باید اذعان کرد که اتخاذ سیاست های نادرست سیاسی، اجتماعی، اقتصادی از سوی حاکمان به افول اخلاق و تنزل سطح سرمایه اجتماعی در جامعه منجر شده است. جنبش سبز با تاکید بر ضرورت احیای اخلاق به مثابه فصل مشترک و پیوند دهنده حیات اجتماعی مردم ایران، در مبارزات خود برای اجرای حقوق ملت، کاملا نسبت به اصول اخلاقی پایبند خواهد بود.
۲- جنبش سبز را نه می توان یک حزب متمرکز دانست و نه مجموعه ای از افراد سازمان نایافته و بی هدف. مرور تجربه تاریخی مردم ایران نشان می دهد که آنها همواره و در بزنگاههای تاریخی، هوشیاری، توانایی و درک والای خویش را به منصه ظهور رسانده اند و با تکیه بر قوای خلاقه خویش، راه را برای دستیابی به اهداف خود هموار ساخته اند.
جنبش سبز بر پایه اصول و مبادی بنیادین خود، با تکیه بر شبکه های اجتماعی بر فهم، اندیشه و نوآوری های مدنی ملت ایران تکیه دارد و دستیابی به آرمان هایی چون عدالت و آزادی را به شکوفایی این خلاقیت ها منوط می داند. شعار “هر ایرانی، یک ستاد” اینک می تواند به شعار “هر ایرانی، یک جنبش” تبدیل شود.
قانون گرایی و مذاکره
۱- جنبش سبز با پیگیری اهداف و آرمان های همیشگی انقلاب اسلامی و با اتکا به بازخوانی انتقادی تحولات صورت گرفته پس از انقلاب – به خصوص در عرصه روابط ملت و دولت- برپایه میثاق مشترک مردم ایران یعنی قانون اساسی، در پی دستیابی به آینده ای روشن برای ملت ایران است.
۲- در این راستا، “اجرای بدون تنازل قانون اساسی” راهکار اصلی و بنیادین جنبش سبز است. این جنبش بر این باور است که تنها با بازگشت به قانون و الزام نهادهای مختلف به رعایت آن و برخورد با متخلفان از قانون در هر موقعیت و جایگاه، می توان از بحران های مختلفی که دامنگیر شده است رهایی یافت و در راه ترقی و توسعه میهن گام برداشت. جنبش سبز در عین حال کاملا توجه دارد که قانونگرایی به معنای استفاده ابزاری از قانون توسط حاکمان نیست. باید شرایطی فراهم آورد تا قانون وسیله اعمال خشونت های ناروا و موهن، نقض حقوق بنیادین شهروندان قرار نگیرد و خشونت، بی عدالتی و تبعیض قانونی نشود.
۳- قوانین کشوری و از جمله قانون اساسی متونی همیشگی و تغییر ناپذیر نیستند. هر ملتی این حق را داراست که با تصحیح سیر حرکتی خویش، به اصلاح در قوانین جاری اقدام کند. اما باید توجه داشت که تنها تغییر و اصلاحی در قانون اساسی مورد پذیرش است که در فرایند مذاکره و گفتگوی اجتماعی و با مشارکت همه اقشار و گروههای اجتماعی و با پرهیز از تصلب و انحصارگرایی و زورگویی صورت پذیرد.
۴- گسترش جامعه مدنی و تقویت حوزه عمومی در زمره اصول اساسی جنبش سبز است. این جنبش بر این باور است که حفظ منافع ملی و دستیابی به اهداف انقلاب اسلامی و همچنین کاستن از تبعات ناخوشایند بحران موجود مستلزم مذاکره و گفتگو میان نمایندگان گروه‌های مختلف فکری و سیاسی است و در این راستا از هرگونه دعوت به مذاکره و گفتگوی شفاف به منظور دفاع از حقوق مردم و حل منازعات اجتماعی استقبال می کند.
۵- این جنبش خواهان قدرت بخشی به اقتصاد کشور در صحنه بین‌المللی و سرمایه گذاری و افزایش قدرت خرید مردم ایران است. جنبش سبز خواهان سیاست خارجی عقلانی و عزتمند مبتنی بر تعامل شفاف و سازنده با دنیا و طرد دیپلماسی ماجراجویانه و عوام فریبانه و ارتقاء شان ملت بزرگ و تاریخی ایران در جهان است.
همراه کوچک جنبش سبز
میرحسین موسوی

باز خوانی حماسه 25 خرداد:

امروز 25 خرداد 1389 است . درست یک سال پس از 25 خرداد 88 . این روز نقطه عطفی در جنبش سبز بود و در واقع این روز و راهپیمایی این روز علی رغم دستگیری بدنه فعالان سیاسی جنبش . باعث خلق حماسه ای بود . حماسه ای که حتی دشمنان ملت هم نتواستند حضور 3 ملیونی مردم در تهران را کتمان کنند . و این راهپیمایی بزرگ حضور گسترده ی بدنه ی مردمی جنبش بود و به همه ثابت کرد که خس و خاشاک کیست ؟؟؟
در خصوص اهمیت این تظاهرات باید بگویم که از همان زمان که اعتراضات و راهپیمایی های سکوت جنبش کلید خورد . جریانی که انقلاب و جمهوریت نظام را مصادره کردند سعی کردت بدنه مردمی جنبش را کوچک و حقیر نشان دهند و هواداران خودشان را بی شمار نشان دهند(برای مثال تجمع هواداران احمدی نژاد در میدان ولی عصر)و اهمیت این تظاهرات در این بود که تمامی نقشه های این جریان را خنثی کرد .

۱۳۸۹ خرداد ۲۲, شنبه

از این همه دروغ عرق شرم بر سیمایتان نمی نشیند؟ (پاسخ محکم مهاجرانی به دروغ پردازی های صدا و سیما)

مهاجرانی:
از دید اینجانب مسوول صدا و سیما شخص مقام محترم رهبریست. از این رو در این نوشته روی سخنم با ایشان نیزهست. البته ایشان در این سال های دراز حکومت و ولایت، نه به نامه ای پاسخ داده اند و نه با نشریه ای گفتگو کرده اند. یکسره متکلم وحده بوده اند و اگر هم پاسخی داده اند، پاسخ شان همان برهان قاطع به روایت فداییان اسماعیلی بوده است. فداییان با مخالفان خود سخن نمی گفتند، بلکه تیغ تیز بر گلویشان می کشیدند تا مفهوم برهان قاطع را به درستی درک کنند؛ مثل درک محمد نوری زاد در زندان اوین...

در سیمای ایشان که می توان آن را سیمای ولایت نامید. سیمایی که توسط پاسداری اداره می شود که درطراز افراد محبوب رهبریست؛ دستبوس و پا به رکاب. سلطان اشاره کند برایش کلاهی را بیاورند، سر می آورد...کار مقام ولایت و ملک که از سیب خوردن گذشته است تا:" برآورند غلامان او درخت از بیخ"...وقتی ملک خود درخت را از ریشه بر می کند غلامان او باغ را می سوزانند.

در سیمای ولایت فیلم به ظاهر مستندی در باره اندیشه و منش و رفتار اینجانب منتشر شده است. این فیلم در سایت های وابسته به حکومت و سپاه نیز در دسترس است.

چند نکته را در باره این فیلم از باب نمونه برای مقام رهبری و مسوول اول صدا و سیما نقل می کنم، بقیه موارد نیز از همین مقوله اند.

یکم: در فیلم ادعا شده است که اینجانب با منافقان همراه هستم.

سند؟ فیلمی را نشان می دهند که بنده و آقای بهنود داریم در کنار خیابانی گفتگو می کنیم و در سوی دیگر مخالفان دارند علیه جمهوری اسلامی شعار می دهند.

این فیلم در روز ۲۲ خرداد سال ۱۳۸۸ گرفته شده است. بنده و آقای بهنود در صف رای دهندگان در جلو کنسولگری ایران در کنزینگتون بودیم،طولانی ترین صفی که لندن در تاریخ انتخابات ایران دیده بود. عده ای هم در برابر کنسولگری شعار می دادند. اتفاقا علیه بنده هم شعار دادند! آن ها مردم را به عدم مشارکت در انتخابات دعوت می کردند. کسی اعتنایی نمی کرد. جهت اطلاع مقام رهبری بیش از ده هزار نفر از ایرانیان در انگلستان در انتخابات شرکت کردند. بیش از هشت هزار نفر به مهندس موسوی رای داده بودند. همان نسبتی که در صندوق سیار صدا و سیما مهندس موسوی احراز کرده بود؛ یعنی هشتاد در صد آرا. البته این نسبت به روایت شاعری که به رهبری در سرکوب ملت نمره بیست داد، در هند نود در صد آرا به نفع مهندس موسوی بوده است.

فیلمی که نشانه حضور ما در انتخابات است و اساسا ربطی هم به مخالفان یا منافقان ندارد، به گونه ای مونتاژ شده است که گویی ما در جمع منافقان و مخالفان حضور داریم.

دوم: سه قول از اینجانب در باره آقایان سروش و سازگارا و گنجی نقل شده است. ظاهرا تیتر روزنامه ها را نشان می دهند.
هر سه نقل قول جعلی است. این که من گفته ام:« دکتر سروش ایدیولوگ دوم خرداد است» و یا «سازگارا پدر معنوی روزنامه های اصلاح طلب است » و «تاثیر انقلابی گنجی از انقلابیون بیشتر است » تماما دروغ و جعلی ست. اگر تهیه کنندگان مدعی درستی سخن و ادعای خویشند تاریخ انتشار روزنامه ها را اعلام کنند. در واقع همان آقایانی که روزنامه های جعلی برای زندانیان تدارک می بینند همان تیتر ها را جعل کرده اند. جنابعالی دستور دهید همان تیتر ها را بررسی کنند و روزنامه را از آرشیو بیرون بیاورند. اینجانب مطلقا چنان اظهاراتی را در باره افراد مذکور نداشته ام و اساسا این گونه سخن گفتن سبک و سیاق من نبوده و نیست.

سوم: بخشی از فیلم در باره شرکت من در اجلاس واشنگتن انستیتیو است. با قرار دادن تصویر من در کنار ایهود باراک وانمود شده است که ایشان هم در اجلاس حضور داشته اند و من برای خوشامد ایشان سخن گفته ام.
جهت اطلاع شما ایهود باراک مطلقا در اجلاس حضور نداشتند. در همان سخنرانی برای اولین بار آن هم در واشنگتن انستیتیو در باره سفر شیمون پرز به ایران و قرار داد اسراییل با ایران صحبت کردم.آیا این سخنان برای استقبال اسراییلی ها زده شده است؟! درباره پرونده هسته ای گفتم:

"همه کشورهایی که طرف گفتگو با ایران در مورد مسأله هسته ای هستند غیر از آلمان همه سلاح هسته ای دارند و در واقع آن هیأت هایی که به ایران توصیه می کنند که بایستی غنی سازی اورانیوم را محدود کنید، همه کشورهای اتمی هستند که سلاح هسته ای خود را سال به سال مدرن می کنند و برای این کار بودجه دارند و این هزینه ها در بودجه های آنها قابل شناسایی است...به رژیم شاه شما کمک می کردید که به سلاح هسته ای برسد و در سال 1975 آقای شیمون پرز،وزیر دفاع اسراییل و رییس جمهور فعلی، به ایران آمدند و سفرشان بیش از 10 روز طول کشید. البته پیش از انقلاب تمام سفرهایی که مقامات اسراییلی به ایران انجام می دادند، مثل شیمون پرز، مناخیم بگین، اسحاق رابین، گلدا مایر، بن گوریون و دیگران، سفرهایی بودند که ساواک، دستگاه اطلاعاتی امنیتی ایران سازماندهی می کرد که انجام می شد. در سال 1975 پیمانی بین شیمون پرز و شاه امضاء شده که ایران 1.2 میلیارد دلار به اسراییل بدهد و اسراییل در مقابل، در ساخت سلاح هسته ای به ایران کمک کند. در واقع این پیمانی بود که امضاء شد و اسنادش در اختیار حکومت ایران هست. همکاری فرانسه در مورد نیروگاه ها و دیگران هم درجای خودش مطرح بود."
( از متن سخنرانی بر گرفته شده است. گزارش سخنرانی در روز آنلاین منتشر شده است که در جرس نیز نقل گردید.)

چهارم: با نقل جمله ای وانمود شده است که اینجانب طرفدار استفاده امریکا از زور علیه جمهوری اسلامی بوده ام. درست برعکس در سخنرانی ام در باره حمله به ایران و محاصره اقتصادی صحبت کردم و تمام صحبت علیه این دو تصمیم است. آن جمله - استفاده آمریکا از زور برعلیه ایران را من نقل کردم و به نقد و رد آن پرداختم. به همین خاطر سخنرانی ام نه تنها مورد استقبال قرار نگرفت بلکه افراطی های سوی دیگرگفتند؛ سخنان من همان مواضع سنتی انقلاب و حرف های احمدی نژاد بود با ادبیاتی دیگر!
پنجم: در فیلم با نشان دادن سایت واشنگتن انستیتیوت وانمود می شود که اینجانب از جمله پژوهشگران این موسسه هستم.
این مطلب هم مثل تمام مطالب مذکور در این مستند جعلی، مطلقا دروغ است. اینجانب غیر از یک سخنرانی در آن موسسه، آن هم کاملا بر خلاف مواضع سنتی آنان هیچگونه نسبت و همکاری با آن موسسه نداشته و ندارم.

این مطلب درست مثل این است که گفته شود چون آقای احمدی نژاد در شورای روابط خارجی آمریکا سخنرانی کرده اند، بگوییم که ایشان وابسته یا عضو همان شورا هستند.

ششم: در فیلم می گویند من ادعا می کنم که کتابی در رد سلمان رشدی نوشته ام و اکنون در لندن همشهری سلمان رشدی هستم!
انصافا چنین استدلالی تنها از عهده ذوب شدگان در حضرتعالی بر می آید. کتاب نقد آیات شیطانی اینجانب تا سال 1384 بیست و پنج بار به فارسی و بارها به زبان عربی و انگلیسی چاپ شده است.چند سالیست که تمام کتابهای من در ارشاد متوقفند.
شما این کتاب را ملاحظه کرده اید. وقتی من به لندن آمدم که سلمان رشدی جند سالی بود دیگر در لندن زندگی نمی کرد! این هم شد استدلال که من حالا همشهری سلمان رشدی هستم مثل این که گفته شود جنابعالی هم همشهری سران به زعم خودتان "فتنه" هستید!و یا با سرکرده مجاهدین خلق همشهری هستید! و یا نماینده جنابعالی و نماینده سایر آیات عظام در لندن همشهری سلمان رشدی هستند؟

هفتم: در این فیلم در باره مسوولیتم در وزارت فرهنگ و ارشاد بسیار سخن به میان آمده است.
منتها به این نکته مهم اشاره نکردند که اینجانب با پیشنهاد شما وزیر ارشاد شدم و خود شما به صراحت این موضوع را در نخستین نشست رییس جمهور و هیات وزیران مطرح کردید . البته ماه عسل وزارت اینجانب وقتی تمام شد که از من خواستید روزنامه ها را تعطیل کنم و صراحتا از روزنامه سلام نام بردید، من کناره گیری از ارشاد را ترجیح دادم . البته همیشه گمان می کردم امکان گفتگو با شما وجود دارد. چنان که وقتی آقای مسجد جامعی به عنوان معاون فرهنگی و مسوول برگزاری بیست سال ادبیات داستانی به من گفتند جنابعالی با جشنواره مخالفید و ظاهرا بر اساس نامه آقای رضا رهگذر فرموده بودید جشنواره متوقف شود؛ با شما به تفصیل در باره نویسندگان صحبت کردم؛ در باره تک تک نویسندگان و کارشان بحث کردیم. مشخصا در باره محمود دولت آبادی که شما نسبت به « کلیدر» حساس هستید و یک بار آن را در نماز جمعه تهران دروغ خواندید! در باره سیمین دانشور و منیرو روانی پور و ...به تفصیل حرف زدم. خوشبختانه در باره ۱۹ نفر راضی شدید و پذیرفتید که جایزه بدهیم . تنها نقطه مقاومت شما رمان « مدار صفر درجه» احمد محمود بود که از قضا به عنوان رمان برگزیده بیست سال ادبیات داستانی انتخاب شده بود و من هیچگاه نگاه بهت زده و غم آلود احمد محمود را از یاد نمی برم. همه هیات داوران می دانستند که مدار صفر درجه ستاره جشنواره ادبیات داستانی است.
حتما به یاد دارید فرمودید این رمان ضد جنگ است. گفتم مگر شما ضد جنگ نیستید؟! جنگ یک شر ناگزیر است و نه یک خیر لازم...
اکنون زمانه تغییر کرده است. جنابعالی در یک کلام اراذل را بر کشور حاکم کرده اید و افاضل را رانده اید. همان که در باره نشانه های زوال حکومت توسط امام علی علیه السلام نقل شده است:
یستدل علی ادبار الدول باربع تضییع الاصول و التمسک بالغرور و تقدیم الاراذل و تاخیر الافاضل ( غرر الکلم شماره ۷۸۳۵)
هاشمی رفسنجانی را رانده اید و احمدی نژاد را بر کشیده اید.

موسوی خامنه ای و کروبی و خاتمی را طلحه و زبیر می دانید و مالک اشترتان فیروزآبادی ست.

همین فیلمی که سیمای شما در باره بنده منتشر کرده است، نمونه خوبی است . شما که از تقوا و عدالت سخن می گویید، به همین مورد که درست در حوزه وطایف شماست رسیدگی کنید. ببینید از این همه دروغ عرق شرم بر سیمایتان نمی نشیند ؟

اگر دیدید آن چه که در باره اندیشه و منش اینجانب در سیمای شما منتشر شده است، که گوشه هایی از آنها را برشمردم و بقیه نیز مشابه همین موارد دروغ و جعل و افتراست، بر اساس عدالت و انصاف خودتان داوری کنید و دست کم همان فرصت در اختیار اینجانب قرار گیرد تا به برخی از این بی رسمی ها اشاره کنم.
هشتم: ببینید سیمای جمهوری اسلامی و جنابعالی با این همه دروغ و جعل و افترا می خواهد اعتماد مردم را جلب کند؛ تا باور کنند در انتخابات ۲۲ خرداد تقلبی اتفاق نیفتاده است؟

این رنگ رخساره سیمای شماست و در یک کلام:

به صدق کوش که خورشید زاید از نفست

که از دروغ سیه روی گشت صبح نخست

۱۳۸۹ خرداد ۲۰, پنجشنبه

22 خرداد

حضور علی رغم تدابیر امنیتی شدید:
درود بر شما باد ای مردم و ای دانشجویان که اعتراض خود را با به خطر انداختن جان خود نشان دادید.
به گزارش جرس تجمعات پراکنده اما متعدد در سطح شهر تهران تشکیل شد.که شاخص ترین آنان دانشگاه های تهران و شریف و میدان آزادی و میدان انقلاب بود.که  البته در تمام این تجمعات . نیرو های انتظامی و بسیج و لباس شخصی باز هم مانند گذشته به مردم و دانشجویان حمله ور شدند.
___________________________________________________

الله اکبر:
شب سالگرد 22 خرداد فریاد و ندای زیبای الله اکبر شهر تهران را غرق در خود کرد.
الله اکبر از این همه ظلم
____________________________________________________

انقلابی در انقلاب:در سال 88 در کشورمان ایران اتفاقات جالبی افتاد و در واقع انقلاب دیگری در کشور رخ داد و مسیر انقلاب به طور کامل و رسمی تغییر کرد . که شروع این تغییر در حدود 365 روز پیش یعنی 22 خرداد 88 بود . که در چند مرحله صورت گرفت:
1- همانطور که گفته شد شروع رسمی این انقلاب 22 خرداد بود . در این مرحله که مرحله اول و حساس این کودتا بود . جمهوریت نظام کنار گذاشته شد و به طور رسمی در انتخابات تقلب شد . و یک جریان بزرگ فکری در کشور حذف شد .
2- مرحله بعد استحاله فکری بود که به جد توسط صدا و سیما و برخی مطبوعات حامی دولت انجام شد . و در این مرحله خطوط فکری امام به طور دیگری نشان داده شد و به مردم به طوری معرفی شد که حقیقت آن نبود.
3- این مرحله هم در تکمیل مرحله 1 بود که در آن شخصیت های بزرگ نظام و اهل بیت امام تخریب و کنار زده شدند .
4- اقدام و تخریب و حذف فیزیکی و معنوی جریان اصلاحات یا خط امام
این اقدامات یک جریان خاص در یک روند یک ساله انقلابی در انقلاب اسلامی ایران بود
______________________________________________________

                                                  
______________________________________________________

۱۳۸۹ خرداد ۱۴, جمعه

تاریخ در حال تکرار است:(حادثه تلخ 14 خرداد و پس از آن)

آقای صفار هرندی...
آقای صفار هرندی دیشب شما در برنامه یک طرفه و لطیفه مانند دیروز امروز فردا شرکت کردید که فقط از تندرو ها ی یک جریان حرف می زند و ادعا های مسخره و لطیفه مانندی مطرح کردید و به همه ی مردم نشان دادید که چقدر به حرف امام عمل می کنید.
در لحظاتی که بر نامه را دیدم شما لطیفه ای را بیان کردید و گفتید که جریان اصلاحات در ایران حامی نداشت و حتی حمایت خارجی ها و منافقین را هم رد نمی کرد . در جواب این لطیفه ی شما باید بگویم که مگر یکی از بزرگترین حامیان مردم نیستند . و آیا 20 ملیون نفر به سید محمد خاتمی رای ندادند؟؟؟ نکند این را هم یادتان رفته.
و در بخش دیگری از سخنانتان که به حادثه تلخ 14 خرداد اشاره کردید و ثابت کردید که چقدر به خط امام پایبندید و معلوم شد که پس از 21 سال امام را هم یادتان رفته . و با نقل خاطره ای از امام خواستید بگویید که یادگار امام مخالف نظام است و باید با او برخورد بشود.
خوشحالم که همچنین سخنانی زده می شود و مردم خط امام نماها را می شناسند
تاریخ در حال تکرار است:
کوفیان پس از چندی علی (ع) را از یاد بردند و بر روی یادگار علی شمشیر کشیدند.حقا که عده ای کوفیند .
اما ما جنبش سبز کوفی نیستیم _به امید حضور همه تان در 22 خرداد
________________________________________________

تاریخ در حال تکرار است
تاریخ همیشه در حال تکرار است و تاریخ معلم انسان هاست:
حدود چند سالی از رحلت پیامبر می گذشت . کوفیان بر روی نوه ی پیامبر بر و یادگار پیامبر شمشیر کشیدند . وقتی که نوه ی پیامبر خواست با کوفیان و مردم اندکی حرف بزنند . مردم شروع به هو کردن و طبل زدن کردند تا صدای یادگار پیامبر را کسی نشنود و مبادا که سخنان امام حسین را کسی بشنود و اندکی تغییر در او ایجادشود و کمی نور از میان سیاهی ها به فطرت پاک مردم برسد
تاریخ درحال تکرار است:
حدود بیست سالی از رحلت امام خمینی می گذشت . جاهلان و فریب خوردگان و قاتلین ملت بر روی نوه ی امام و یادگار امام شمیر کشیدند . وقتی نوه ی امام خواست با مردم اندکی حرف بزند . فریب خوردگان و کوفیان زمان در جوار حرم امام شروع به هو کردن و شعار دادن و به هم ریختن سخنرانی کردند تا صدای یادگار امام را کسی نشنود . و مبادا که سخنان حسینیان زمان را کسی بشنود (که البته همه ی اهل حق سکوت و اعتراض سید حسن را شنیدند).
مرگ بر شما باد که ادعای مسلمانی و پیروی از امام رادارید و در کنار حرم امام حرمت امام  و یادگار امام را شکستید
آقایان هنوز 20 سال از ار تحال امام نگذشته . چه میکنید؟؟؟
اما 22 خرداد روزی است که دیگر این عاشورا ها ی تاریخ تکرار نخواهند شد
به امید حضور همه تان در 22 خرداد از امام حسین تا آزادی