۱۳۸۹ خرداد ۸, شنبه

اتحاد سبز...

اتحاد سبز...
ما همه یک هدف داریم ما همه یک نظر داریم ما همه برای یک هدف می نویسیم و برای یک هدف می جنگیم و بحث می کنیم و...
پس آیا این درست است تا برای یک اختلاف نظر کوچک
و برای یک مسئله و بحث اتحاد سبزمان را بر هم بزنیم؟؟؟
قطعا پاسخ خیر است و این درست نیست که جنبش سبز را یک عده برای خودشان مصادره کنند و برای یک اختلاف نظر کوچک همه چیز را برهم زنیم و به همدیگر تهمت زنیم. زیرا با این کارها دشمن ما سوء استفاده خواهد کرد .
پس با اتحادی سبز و دستان مشت کرده و با علامت پیروزیمان به سالگرد ارتحال امام و سالگرد کودتای 22 خرداد می رویم.
منتظر حضور سبزتان...
                           

۷ نظر:

  1. سلام دوست عزیز
    از حضورت ممنونم در اولین فرصت شما را لینک میکنم...

    به امید آزادی سبز...

    پاسخ دادنحذف
  2. سلام.
    با افتخار لینک شدید.
    ما را با نام حضرت سبز لینک کنید.
    ما بیشماریم.

    پاسخ دادنحذف
  3. سلام دوست عزیز باعث افتخار ماست با شما تبادل نظر داشته باشیم
    شما لینک شدید

    پاسخ دادنحذف
  4. سلام.
    منم اومدم توی این سرور وبلاگ ساختم.
    اما نمیدونم چطوری باید مردم رو لینک کنم...
    کمکم می کنی؟

    پاسخ دادنحذف
  5. درود علی عزیز
    خوشحالم که برگشتی.لینکت اصلاح شد.
    به امید آزادی ایرانمان

    پاسخ دادنحذف
  6. سلام دوست عزیز
    من شما را لینک کرده بودم...
    ممنون سر میزنی...

    به امید آزادی سبز...

    پاسخ دادنحذف
  7. سلام دوست سبزم لینک شما اصلاح شد
    تفنگت را زمین بگذار

    تفنگت را زمین بگذار
    که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
    تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
    من اما پیش این اهریمنی‌ابزار بنیان‌کن
    ندارم جز زبانِ دل
    دلی لبریزِ از مهر تو ای با دوستی دشمن

    زبان آتش و آهن
    زبان خشم و خون‌ریزی است
    زبان قهر چنگیزی است
    بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
    فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.

    برادر! گر که می‌خوانی مرا، بنشین برادروار
    تفنگت را زمین بگذار
    تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
    این دیو انسان‌کش برون آید.

    تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟
    اگر جان را خدا داده است
    چرا باید تو بستانی؟
    چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
    به خاک و خون بغلتانی؟

    گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
    و حق با تو ست
    ولی حق را ـ برادر جان ـ
    به زور این زبان نافهم آتشبار
    نباید جست...

    اگر این بار شد وجدان خواب‌آلوده‌ات بیدار
    تفنگت را زمین بگذار

    پاسخ دادنحذف